عزيز الدين النسفي ( مترجم : دهشيرى )

107

مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى )

( 23 ) چون باطن اين وجود را دانستى كه يك نور است ، اكنون بدانكه ظاهر اين وجود مشكات اين نور است و مظاهر صفات اين نور است افراد موجودات جمله به يك‌بار مظاهر صفات اين نوراند . ( 24 ) اى درويش ! به اين نور مىبايد رسيد ، و اين نور را مىبايد ديد ، و ازين نور در عالم نگاه مىبايد كرد ، تا از شرك خلاص يا بى ، و كثرت برخيزد ، و سرگردانى نماند ، و يقين شود كه وجود يكى بيش نيست . 85 و شيخ ما مىفرمود كه من بدين نور رسيدم ، و اين درياى نور را ديدم ، نورى بود نامحدود و نامتناهى ، و بحرى بود بىپايان و بىكران ، فوق و تحت و يمين و يسار و پيش و پس نداشت ، در آن نور حيران مانده بودم ، خواب و خور و دخل و خرج از من برفت ، و نمىتوانستم حكايت كرد . با عزيزى گفتم كه حال من چنين است . فرمود كه برو و از خرمنگاه كسى مشتى كاه بىاجازت خداوند بردار . برفتم و برداشتم ، آن نور را نديدم . ( 25 ) اى درويش ! هر سالكى كه بدين درياى نور نرسيد ، و درين درياى نور غرق نشد ، بويى از مقام وحدت نيافت . و هركه به مقام وحدت نرسيد ، و به لقاى خداى مشرّف نشد ، هيچ‌چيز را چنان‌كه آن چيز است ندانست و نديد . نابينا آمد و نابينا رفت . بسيار كس گويد كه ما بدين درياى نور رسيديم ، و اين درياى نور را ديديم . ( 26 ) اى درويش ! هركه به اين درياى نور رسيده باشد ، و درين درياى نور غرق شده باشد ، آن را علامات بسيار باشد . با خلق عالم به يك‌بار به صلح باشد ، و به‌نظر شفقت و مرحمت در همه نگاه كند ، و مدد و معاونت از هيچ‌كس دريغ ندارد و هيچ‌كس را به گمراهى و بيراهى نسبت نكند ، و همه را در راه خداى داند ، و همه را روى در خداى بيند . و شك نيست كه اين‌چنين است . عزيزى حكايت مىكند كه چندين سال خلق را به خداى دعوت كردم . هيچ‌كس سخن من قبول نكرد ، نوميد شدم ، و ترك كردم ، و روى به خدا آوردم . چون به حضرت خداى رسيدم جمله خلايق را در آن حضرت حاضر ديدم ، جمله در قرب بودند ، با خداى مىگفتند و از خداى مىشنودند . ( 27 ) اى درويش ! 86 دعوت و تربيت آن نيست كه شقى را سعادت بخشند ، و نامستعد را مستعد كنند ، و حقيقت چيزها بر مردم آشكارا گردانند ، دعوت و تربيت آن است كه عادت‌هاى بد از ميان مردم بردارند ، و زندگانى كردن و تدبير معاش بر مردم سهل و آسان كنند ، و مردم را با يكديگر دوست و بر يكديگر مشفق گردانند ، و سعى كنند تا